❤❤❤❤بیا تو-عشق❤❤❤❤

کابوس

خوابیده بودم و کابوس میدیدم

از خواب بلند شدم به آغوشش بناه ببرم

افسوس

یادم رفته بود که از نبودش به خواب

به خواب بناه برده بودم.

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم مرداد 1391ساعت 11:28  توسط mahirohk  | 

عید غدیر

عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت وهنگامه اعلان وصایت و ولایت
امیر المومنین علیه السلام
بر شیعیان وپیروان ولایت خجسته باد

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم آبان 1391ساعت 21:54  توسط mahirohk  | 

چرا...

چرا دنیا اینقد بی رحمه؟

چرا همه سر هم دیگه کلاه میذارن؟

چرا دروغ جای راستی و درستی رو گرفته؟

چرا درویی جای سادگی رو گرفته؟

چرا نفرت جای عشقو گرفته؟

چرا ظلم و بدی جای رحم و مروت و خوبی رو گرفته؟

خداجونم مصبتو شکر...

حداقل توی این دنیای بی رحم تو تنهامون نذار...

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آبان 1391ساعت 16:56  توسط mahirohk  | 

...

عشق یعنی...

از خدا تو رو خواستن...

با تو بودن...

درکنار تو شبو به صبح رسوندن...

تو رو نگاه کردن...

در آغوش تو بودن...

دست تو رو گرفتن...

با تو خندیدن...

با تو راه رفتن...

با تو خوابیدن...

وبا تو تک تک لحظاتو گذروندن...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم مهر 1391ساعت 20:9  توسط mahirohk  | 

چه بگویم...

چه بگویم دلم بر از درد است...

این را بگویم ان یکی را چه کنم...

ان یکی را بگویم غم های دیگرم را چه کنم...

بس باید زبان به دهن بگیرم و تمام غصه هایم را فرو خورم و

در دلم بریزم...

تنها با آنها سر کنم و در خلوتم به آنها فک کنمو برای غم هایم در تنهایی بگریم...

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مهر 1391ساعت 18:4  توسط mahirohk  | 

حس غریب...

حس غریبی دارم...

روزهای بی تو بودن واسم سخت میگذره...

هر روزی که میگذره بیشتر بهت فکر میکنم...

کاشکی دوسم داشتی و از بیشم نمیرفتی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391ساعت 16:36  توسط mahirohk  | 

خسته ام ...! خسته نبودنت ...! خسته از روزهايي كه بي تو شب ميشود و شبهايي كه باز هم بي تو

ميگذرد تا كه طلوعي و غروبي ديگر بيايند و باز هم گذر زمانها كه بي تو ميگذرد ...! ميگذرد ...! ميگذرد و

باز هم ميگذرد ...! 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391ساعت 14:3  توسط afshin  | 

دل...

دل من تو شهرسنگی

دنبال یه هم صدا بود

بین این همه غریبه

چشای تو آشنا بود

تا بفهمم که کی هستی

تو شدی بود و نبودم

قلب من موند و نگاهت

دیگه عاشق شده بودم

حالا تا دلم میگیره

با صدات آروم میگیرم

به چشات قسم که اینجا

من بدون تو ميميرم ...!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نهم شهریور 1391ساعت 18:11  توسط afshin  | 

 

 

یکـــــــ حبه قنــــــد ،
درفنجـــان قهـــوه ی تلخـــــــ ..
شیرین نمیشـــود ..
دو حبه قنــــد ،
در فنجـــــان قهــــــوه ی تلخـــــــــ ..
شیرین نمیشــــود ..
سه حبـــه ، چهار ، پنج ..
.
.
اصلاً تو بگــو یک دنیـــــــــا قنـــد ،
در این دنیای تلخــــــــ ،
نه ..
اگـــر تــو نباشــــی فالِ این زندگــــــــــی ،
شیرین نمیشـــــود … !

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1391ساعت 18:33  توسط afshin  | 

سلامتیه کسی که :

وقتی توی آغوش میگیریمش

همه ی وجودمون میلرزه

نه از ترس

یا عشق بازی

واسه وحشت از فردای بدون اون......... !

همیشه تکیه گاهم بمان عشقم

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1391ساعت 18:33  توسط afshin  |